گسترش کل بازار

 

با گسترش کل بازار، شرکت مسلط نصیب بیشتری می برد. اگر آمریکاییان بیشتر عکس بگیرند، عایدات بیشتری نصیب شرکت کداک می شود، چرا که ۸۰ درصد سهم فروش کشور در این کشور به کداک تعلق دارد. حال اگر کداک بتواند آمریکاییان بیشتری را متقاعد کند که دوربین عکاسی بخرند و عکس بگیرند، یا به مناسبت های بیشتری به غیر از تعطیلات عکس بگیرند، یا در هر مناسبت تعداد عکس بیشتری بگیرند عایدات این شرکت به نحو قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. به طور کلی رهبر بازار باید به دنبال استفاده کنندگان جدید، موارد استفاده جدید و استفاده بیشتر از کالای خود باشد.

 


هر طبقه کالایی برای جلب خریداران از توان بالقوه خاصی برخوردار است، خریدارانی که از وجود کالا بی خبرند یا کسانی که به دلایلی نظیر قیمت یا فقدان پاره ای از ویژگی ها از خرید آن امتناع می کنند. یک تولید کننده می تواند در بین سه گروه، به دنبال استفاده کنندگان جدید باشد. مثلاً یک تولید کننده عطر و ادکلن می تواند خانم هایی را که اصلاً از عطر و ادکلن استفاده نمی کنند متقاعد سازد که از این محصولات استفاده کنند که این خود نوعی ( خط مشی نفوذی بازار ) محسوب می شود. یا این که مردان را متقاعد سازد که به استفاده از عطر و ادکلن روی آورند  ( خط مشی بازار جدید )، یا این که فروش عطر و ادکلن در دیگر کشور ها را آغاز کند ( خط مشی بسط جغرافیایی ).
بازار ها از طریق کشف و دستیابی به موارد استفاده جدید از کالا ها هم قابل گسترش هستند. یا در مواردی چند مشتریان در دستیابی به موارد استفاده جدید از کالا پیشقدم بوده اند. مثلاً وازلین ابتدا به عنوان ماده ای نرم کننده در کارگاه های ماشین کاری مورد استفاده قرار می گرفت. در طول سالیان دراز این مصرف کنندگان بودند که موارد مختلف مصرف این ماده را ابداع کردند. مرهم پوست، ماده التیام بخش و آرایش مو از جمله موارد استفاده بعدی از وازلین بوده است.
وظیفه شرکت نظارت دقیق بر موارد استفاده مشتریان از کالاست. این مورد هم شامل حال کالا های صنعتی و هم شامل حال کالا های مصرفی می شود. مطالعات فون هیپل نشان داده است که ایده اکثر کالا های صنعتی در ابتدا نه توسط آزمایشگاه های تحقیق و توسعه شرکت، بلکه به وسیله مشتریان ارائه شده است.
خط مشی سوم در گسترش بازار، متقاعد کردن مردم به مصرف بیشتر کالا در هر نوبت استفاده شده است. یک مثال ابداعی از شرکتی که مصرف کنندگان را تشویق کرده است که در هر نوبت مصرف خود را افزایش دهند مورد شرکت فرانسوی میشلن است. این شرکت بر آن بود فرانسویان را تشویق کندکه در سال با اتومبیل خود مسافت بیشتری رانندگی کنند، در این صورت تایر های آن ها به جایگزینی بیشتری نیاز پیدا می کرد.