جذب مخاطب هدف با ۷ تاکتیک


با درک روز افزون این حقیقت که بازاریابی در حال حاضر  بیشتر در ایجاد رابطه متقابلB2P (شرکت با فرد) است نه  B2B (شرکت با شرکت) یا B2C (شرکت به مصرف کننده)، بحث های زیادی در مورد چگونگی ایجاد یک استراتژی مشترک بسیار خوب وجود دارد. لذا اتخاذ یک رویکرد مشترک کاملا مشهود است. با این حال امروزه آنچه در تحلیل و بررسی مذاکرات با مدیران ارشد بازاریابی و سایر مدیران ارشد دیده می¬شود استعداد و تمایلی در ایجاد تمایزی مشهود و تغییر همه چیز در سازمانشان به چشم نمی خورد!


تاکنون آنچه در چشم انداز بازاریابی تغییر کرده است مشخصات خریدار است. قابلیت پیش بینی رفتار خریدار برخلاف گذشته کمتر و کمتر می شود، چرا که امروزه تعیین مرز بین خریدارِ B2B و B2C بسیار مشکل است. رفتار خریدار، به طور کلی به یک تصور غلط بدل شده است. 


با این حال، باید به یاد داشته باشید که تفاوت های خاصی بین B2B و B2C وجود دارد که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
− حجم بازار: بازارهای B2B به طور کلی تخصصی تر می باشند، در حالی که بازارهای B2C معمولا بازارهای گسترده ای است که مشتریان بالقوه فردی را پوشش می دهند.
− چرخه فروش: بازاریابی B2B شامل یک فرآیند خرید چند مرحله ای است و به واسطه آن یک چرخه فروش طولانی تر دارد. از طرفی B2C فرآیند خرید تک مرحله ای با یک چرخه فروش کوتاه تر می باشد.
− تصمیم خرید: فروش B2B متکی به تصمیم گیری وظیفه مدار، خرید منطقی با در نظر گرفتن نیازهای کسب و کار و همچین بودجه معین شده است. در عوض، فروش B2C توسط عوامل عاطفی تر مانند تمایل، قیمت و یا تعدد کانال¬های فروش پیش می رود.
همه بازاریابان در تلاش برای پیدا کردن راه های جدید موفقیت در کسب و کار در بازارهای کاملا رقابتی اند. در حالی که تنها نوآوری است که عامل کلیدی دستیابی به این مهم خواهد بود. امروزه مشتریان به دنبال نوآوری هستند، بنابراین رویکر ما نیز باید مشتری محور باشد. در همین راستا، روش های آزمایش شده و درستی وجود دارد که نیازی به تغییر ندارند و هنوز هم مفید و کارآمد می باشند.

 

 


۷ تاکتیک برای پیشبرد بهتر جذب مخاطب هدف در تجارت که هنوز قابل استفاده اند

به منظور رتبه بندی مشتریان بالقوه، رفتار خریداران را نظارت و بررسی کنید.  روش جذب مخاطب هدف خود را عاقلانه انتخاب کنید، به طوری که به شما توانایی نظارت بر رفتار مشتری بالقوه و پیگیری پیشرفت در آن را بدهد. تیم بازاریابی و خرید و فروش خود را با معیارهای اندازه گیری بی معنی دچار سردرگمی نکنید فقط از منطقی ترین معیارها استفاده کنید. به عنوان مثال، به مشتری بالقوه شما که برای دوره آزمایشی رایگان محصول شما را تهیه کرده، باید رتبه بالاتری بدهیم تا به مشتری بالقوه ای که به اشتراک خبرنامه ایمیلی شما در آمده است. در شناسایی مشتری بالقوه خود تلاش کنید. مشتری های بالقوه خود را با مجبور کردن به پر کردن اطلاعات یکسان در کمپین های مختلف عاصی نکنید. فرم های آنلاین شما باید به منظور جمع آوری اطلاعات جدید مشتریان بالقوه موجود، طراحی شوند. امکان ورود از طریق شبکه های اجتماعی ایده بسیار خوبی است. برای بسیاری از مشتریان بالقوه شما ورود از طریق لینکدین و … بسیار مطلوب است.


حتما حداقل یک فیلد کلیدی فرم در هر کمپین جدید تنظیم کنید. این کمک خواهد کرد که شما اطلاعاتی که درباره مشتریان بالقوه خود ندارید را به دست آورید. از طریق این فرایند جمع آوری اطلاعات و اضافه کردن اطلاعات بیشتر به پایگاه داده خود، شما می توانید پیشرفت هر مشتری بالقوه را در طیف فروش پیگیری کنید.
تشویق به اشتراک گذاری اجتماعی: اگر شما محتوای با کیفیت در رسانه های اجتماعی ارائه دهید، به طور حتم مصرف خواهد شد. اما این کافی نیست؛ شما همچنین می خواهید که محتوای شما به اشتراک گذاشته شود. یکی از راه های به اشتراک گذاری اجتماعی که کمتر به آن توجه شده است ، استفاده از ابزار پاداش می باشد.

 

 

 

 

پاداش دادن به مهره های تأثیرگذاری که به طور منظم محتوای شما را به اشتراک میگذارند، علاوه بر ایجاد انگیزش، به طور ضمنی برند شما را نیز تقویت خواهد کرد. شما همچنین می توانید پاداش منحصر به فرد ارائه دهید. به عنوان مثال، اولین ۲۵ فردی که لینک ثبت نام وبینار شما را با دوستان خود به اشتراک گذاشته اند را به صورت VIP به یکی از رویدادهای مهمتان دعوت کنید، مشروط بر اینکه اشتراک گذاری آنها منجر به حداقل ۲ ثبت نام جدید شده باشد. از کسانی که به طور منظم در پست های شما نظرشان را ثبت می کنند برای نوشتن یک پست مهمان در وب سایتتان و یا پیج های صفحات اجتماعیتان دعوت بعمل آورید. آنها به طور حتم پست خود را با دیگران در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارند و این منجر به بازدید بیشتر و موثرتر از شبکه شما می شود.


آیا نیاز به یادآوری در مورد ادبیات رسانه های اجتماعی دارید؟ در اینجا برخی از نکات کلیدی درباره رسانه های اجتماعی که هر مدیر ارشدی باید بداند را به شما میگوییم.


هدف گیری اجتماعی مجدد: شما زمان و انرژی خود را صرف ایجاد محتوای با ارزش می کنید. آیا بازدهی آن را می بینید؟ شما نیاز به ارائه محتوای اجتماعی دارید تا بتوانید همواره مشتری بالقوه تان را در مسیر مناسب و به سمت جلو برانید. برای مشتریان بالقوه ای که هنوز در بالای هرم هستند، محتوای پیچیده سودمند نخواهد بود. شما باید به سادگی مطالب مرتبط و ارزشمند خود را بدون هیچ چشم داشتی عرضه کنید. محتوای پیچیده برای مشتریان بالقوه ای که با نام تجاری شما آشنا هستند و میخواهند همچنان از محتویات شما بهره گیرند مفید است.


بهینه سازی کانال: حتما بدانید که مشتریان بالقوه اصلی شما علاقمند به کدام کانال های شبکه های اجتماعی هستند. چیزی که این مشتری بالقوه بدنبال آن است را کشف کنید مانند بحث در فروم صنعت، کتاب های الکترونیکی، فیلم ها، وبینار، بحث های گروهی در لینکدین، اینستاگرام، تلگرام یا هر نوع دیگری. به خاطر داشته باشید که لازم نیست تمامی مطالب در درون سازمان ایجاد شده باشد. در آینده مطالبی در خصوص گزینش محتوا را ارائه خواهیم کرد.


استراتژی پاسخگو: همین الان که شما در حال خواندن این مطلب هستید، گوگل ربات موبایل خود را آزاد کرده است و تغییری در الگوریتم رتبه بندی اش داده است و سایت هایی که با تلفن همراه تطابق ندارند را مجازات میکند و رتبه آنها را کاهش میدهد. آیا محتوای شما برای دستگاه های تلفن همراه بهینه سازی شده؟ 


ایجاد روابط مشتری و نام تجاری: بدیهی است که آشکارترین نرخ بازگشت سرمایه در بازاریابی رسانه های اجتماعی، ایجاد ارتباط و اطلاع از برند است. بازاریابانی که بر رهبری تفکر و محتوای مبتنی بر ارزش تمرکز دارند در حال موفقیت در جذب مخاطب می باشند. شرکت هایی که سخت مشغول معیارهای پیچیده اندازه گیری KPI اند، در حال از دست دادن نتایج مهم تری مانند برندسازی دهان به دهان، کاهش هزینه عملیات پشتیبانی از مشتری، یک تصویرمثبت از نام تجاری، و تجربه مشتری بهتر اند.
توجه و به کارگیری این موارد شمارا نسبت به رقابیتان در جایگاه مناسب تری قرار خواهد داد.
 

جذب مخاطب هدف, مدیریت ارتباط با مشتری, مشاوره crm, مشاور crm, مشاور مدیریت ارتباط با مشتری, مشاوره برندینگ, مشاور بازاریابی, مشاور بازاریابی, مشاور فروش, مشاوره فروش, crm, بازاریابی و فروش