« ایجاد » نیازها برای تبلیغات

افرادی که « ضد تبلیغ » اند غالباً احساس می کنند که تبلیغ کنندگان، نیازها را ایجاد می کنند و با دستکاری ما، وادارمان می کنند چیز هایی را خریداری کنیم که واقعا نمی خواهیم یا نیازی به آن ها نداریم. ساز و کارهای روان شناختی تبلیغات تا چه حد می توانند ایجاد نیاز کنند و یا دستکاری هایی را بر روی ما انجام دهند تا وادارمان کنند. قبل از پاسخ به این سؤال باید به دو سؤال مربوط دیگر پاسخ دهیم.

ما واقعاً، به چه نیاز داریم، و تبلبغ چه نقشی را در جلب توجه ما نسبت به یک محصول ایفا می کند؟ 


تبلیغات، محصولات جدید را معرفی می کند. این امر، حداقل در آگاه کردن ما از وجود محصولات یا نام های تجاری جدید بسیار مؤثر است.

از میان ساز و کارهای روان شناختی بنیادین اکثر تبلیغات، ترغیب غالباً حداقل موضوعیت را دارا است.

 

 

کسانی که « ضد تبلیغ » اند چندان به نقش آگاه کننده تبلیغ توجه نمی کنند، بلکه بر نقش ترغیبی آن متمرکز می شوند، بر توانایی تبلیغ که می تواند ما را وادار به خرید چیزی کند که نیازی به آن نداریم. اگر واقعا موضوعیتی داشته باشد نتایج آن نسبتاً ضعیف است.

 

برآوردها گوناگونند، ولی همه تا این مقدار، هم عقیده اند که ۴۰ درصد از محصولات جدید مصرف کننده با شکست روبرو می شوند! اگر محصولاتی که در آزمون بازار مردود شده اند نیز در نظر گرفته شوند، این نسبت بسیار بالاتر هم خواهد رفت. تعاملی واقعی بین آنچه تبلیغ کنندگان و داد و ستد کنندگان دوست دارند بفروشند وآنچه به ما به عنوان مصرف کننده مربوط است و در نهایت احساس می شود که مورد نیاز یا درخواست بوده است، وجود دارد.

 

تبلیغ، این محصولات را خلق نمی کند. آن چه تبلیغ انجام می دهد کمک به شتاب گیری اشاعه آن ها در بازار انبوه است. هر چه محصولی واقعاً تازه تر و مفید تر باشد، تبلیغ آن هم بیشتر به سمت اطلاع رسانی گرایش می یابد. 


نقش اصلی تبلیغات، ایجاد آگاهی از وجود اختراعات در بازار انبوه است. شکی نیست که بدون چنین تبلیغاتی، نوآوری هایی نظیر اجاق های مایکروویو، یا شامپو های ترکیبی، با سرعت بسیار کمتری در بازار اقتصاد و مصرف اشاعه پیدا می کردند.